محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3847

تاريخ الطبرى ( فارسي )

باهليان به نقل از يكى از مردم باهله گويند : كسان از سنگ انداختن به بناهاى قوم فراغت نيافته بودند كه قلعه گشوده شد . در اين سال وليد بن عبد الملك خالد بن عبد الله قسرى را ولايتدار مكه كرد و همچنان ولايتدار آنجا بود تا وليد در گذشت . نافع وابستهء بنى مخزوم گويد : شنيدم كه خالد بن عبد الله مىگفت : « اى مردم ، شما در محترمترين شهرهاى خداييد . شهرى كه خدا از همه شهرها برگزيد و خانهء خويش را در آن نهاد و زيارت آن را بر بندگان خويش ، هر كه سوى آن راه تواند يافت [ 1 ] مقرر كرد . اى مردم قرين اطاعت و پير و جماعت باشيد و از شبهه ها به دور مانيد كه هر كس را پيش من آرند كه عيب امام خويش گفته باشد او را در حرم مىآويزم . خداوند خلافت را مقامى و الا داده ، تسليم باشيد و اطاعت كنيد و چنين و چنان مگوييد ، هر چه خليفه نويسد و راى وى باشد بايد اجرا شود . بدانيد كه خبر يافته‌ام كه گروهى از اهل مخالفت سوى شما مىآيند و در ديارتان اقامت مىگيرند ، مبادا كسى را كه مىدانيد از جماعت برده جاى دهيد كه اگر يكى از آنها را در خانهء يكى از شما بيابم خانهء وى را ويران مىكنم ، ببينيد كى را در خانه هايتان منزل مىدهيد ، پير و جماعت و قرين اطاعت باشيد كه پراكندگى بليهء عظمى است . » ابو حبيبه گويد : به عمره رفتم و در خانه هاى بنى اسد كه جزو خانه هاى زبير بود جاى گرفتم ، خالد مرا خواست كه پيش وى رفتم ، گفت : « از چه قومى ؟ » گفتم : « از مردم مدينه » گفت : « چرا در خانهء مخالفان اطاعت جاى گرفته اى ؟ » گفتم : « يك روز يا لختى از روز آنجا مىمانم ، سپس به خانه‌ام باز مىگردم ، اهل مخالفت نيستم و از جمله كسانم كه كار خلافت را بزرگ مىدارند و پندارم كه هر كه منكر آن باشد هلاك مىشود . »

--> [ 1 ] من اسْتَطاعَ إِلَيْه سَبِيلًا 3 : 97 . قرآن سوره آل عمران آيهء 97